«وقتی از شورا سخن می‌گوییم از چه سخن می‌گوییم»
«وقتی از شورا سخن می‌گوییم از چه سخن می‌گوییم»
«وقتی از شورا سخن می‌گوییم از چه سخن می‌گوییم»

معصومه رجبی
فرهنگی و مدرس دانشگاه

«وقتی از شورا سخن می‌گوییم از چه سخن می‌گوییم»

در تقویم رسمی کشور ما (ایران) روز نهم اردیبهشت به عنوان روز شوراها یاد شده است. شورا یک اصل عقلی است که آموزه های دین اسلام در کتاب و سنت نیز بر آن صحه گذاشته است.
انقلاب اسلامی ایران نیز که بر مبنای آموزه های اسلامی در چارچوب هدف سلبی خود با استبداد و خودرایی فرمانروایان به مبارزه برخاست و تحقق مشارکت عمومی مردم در تعیین سرنوشتشان را به عنوان یک هدف ایجابی برگزید.
قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصول کلی خود شورا را به عنوان ابزار تجلی اراده مردم و نهاد سیاسی تصمیم گیرنده مورد پذیرش قرار داده است .
اگر بهترین قوانین برای فعالیت شوراها به تصویب برسد و اگر بهترین افراد دارای منش شورایی به عضویت این نهادها درآیند و اگر ارتباط شوراها با سایر نهادها در بهترین سطح ممکن برقرار گردد، اما مردم به عنوان کسانی که اعضای شوراها به عنوان نمایندگان آنها قصد تحقق اراده و حاکمیت آنها را دارند در این مسیر جدی گرفته نشوند، بدون تردید شوراها در نیل به اهداف خود ناتوان خواهند بود.
همراهی و همگامی مردم با شوراها نیز نیازمند فراهم بودن بسترهای مناسب فرهنگی و اجتماعی است و فراهم نمودن این بسترها نیز بیش از هر چیز بر عهده خود شوراهاست.
شورا یک نهاد جمعی تصمیم گیری مبتنی بر شیوه دمکراسی است. در چنین چارچوبی جایی برای تک روی فردگرایانه باقی نمی ماند.
بنابراین ضروری است آن دسته از افرادی که با نگرش غیر از این به عضویت شوراها در آمده اند نگاه خویش را تغییر دهند. مردم نیز باید این نکته را مدنظر داشته باشند و در انتخابات آینده شوراها افرادی که دارای منش شورایی هستند برای این نهادها انتخاب کنند.
حال برخی از شهروندان هستند که می پرسند که اساساً چرا باید در انتخابات شوراها شرکت کنند و این رأی چه اثری در زندگی شهری آنها خواهد داشت؟
وقتی فضای مجازی را دنبال می‌کنند و فساد اقتصادی در چنین نهادی می بینند که بنا بود پارلمان شهری باشد.
شما فر ض کنید کسی که در یک شهر کوچک زندگی میکند وقتی به یک رئیس‌جمهور رأی می‌دهد با رئیس‌جمهور ارتباط عینی و تنگاتنگی ندارد ولی نماینده یک شورای شهر کوچک یا روستا همان آدمی که در محله ما زندگی می‌کرد را می‌شناختیم ، اوضاع و احوال زندگی‌اش را باخبر بودیم متوجه می‌شویم که دارد اوضاعش بهتر و بهتر می‌شود و این را ممکن است نسبت بدهیم به فسادی که در شوراها وجود دارد و چیزهایی از این دست. بنابراین ما درک و ارزیابی عینی‌تری از شوراها داریم و همین ممکن است موجب ناامیدی بیشترمان بشود.

اما در کل هنوز هم باید پای چیزهایی مثل شوراها ایستاد. برای اینکه برای درست شدن جامعه همین طوری ذره ذره پیش می‌رود. یعنی این طور نیست که یک دفعه، یک شورای بسیار عالی، یک دولت بسیار عالی، از آسمان بیفتد تویِ دامن مردم. اصلاً از این خبرها نیست. ذره ذره همین‌ها ساخته می‌شود، خراب می‌شود ناامید می‌شویم دوباره از نو می‌سازیم، تصمیم‌گیری‌هامان را بهتر می‌کنیم و جلوتر می‌رویم.
به علاوه ما حتی اگر بگوییم به دردمان نمی‌خورد و نرویم هیچ اتفاق بهتری برای ما رخ نمی‌دهد برای اینکه به هر حال در مورد مسائل عمومی تصمیم‌گیری می‌شود از جمله در شوراها در سطح محله ما شهر ما روستای ما یا هرجای دیگری و البته در سطح عمومی و ما بخواهیم یا نخواهیم این تصمیم‌گیری‌ها انجام می‌شود
کاری که ما با فرستادن نمایندگان به شوراها می‌کنیم این است که مقداری ممکن است روی تصمیم‌گیری‌ها تأثیر بگذارد و یک مقدار مختصری منافع خودمان را دخیل کنیم در تصمیم‌گیری‌های عمومی. در غیاب ما این تصمیم‌گیری‌ها انجام خواهد شد بدون اینکه ما ذره‌ای بتوانیم منافع‌مان را پیش ببریم ولی در اینجا این امکان به ما داده می‌شود که ذره بتوانیم منافع‌مان را پیش ببریم و من بر ذره‌ای پیش بردن منافع تأکید می‌کنم برای اینکه قرار نیست با یک رأی ما یک گلستان درست کنیم.
به علاوه باید بدانیم هزینه این کار چیه
هزینه اولیه این کار رأی است. اگر بیشتر می‌خواهیم باید خب نگاه بکنیم ببینیم به کی رأی می‌دهیم و درست انتخاب بکنیم و اگر باز هم بیشتر می‌خواهیم باید نگاه کنیم که چگونه کسی که به او رأی دادیم دارد کارش را انجام می‌دهد و بخشی از مسئولیت شهروندی خودمان را که عبارت است از نظارت بر
کسانی که حق رأی خودمان را به آنها واگذار می‌کنیم، بخواهیم از آنها که کارشان را درست انجام بدهند و اگر ما این مسئولیت‌های اولیه شهروندی را انجام بدهیم آن وقت ممکن است که فکر کنیم که این رأی واقعاً یک جاهایی به دردمان می‌خورد.
شهر منتظر انتخاب شماست.