ریشههای بدبینی به نهاد شوراها در ایران
- شناسه خبر: 17175
- تاریخ و زمان ارسال: 10 آبان 1404 ساعت 19:23

🖋️علیرضا قانع
در سالهای اخیر، هر جا سخن از شوراهای اسلامی شهر و روستا به میان میآید، یکی از واژههایی که زودتر از هر چیز به گوش میرسد، «ناکارآمدی» است؛ واژهای که نهفقط از زبان مردم، بلکه حتی از زبان برخی مدیران و نخبگان شنیده میشود. گویی نهادی که روزی به عنوان نماد مشارکت مردم در اداره شهرها شکل گرفت، امروز خود به نمادی از فاصله میان مردم و مدیریت شهری تبدیل شده است.
اما این بدبینی از کجا آمده است؟
علت را نه در یک عامل، بلکه در چند لایه از علل ساختاری، فرهنگی و مدیریتی باید جستوجو کرد.
۱. شوراهایی بیاختیار در برابر مدیریتی متمرکز
اگرچه قانون اساسی، شوراها را یکی از پایههای اداره امور کشور دانسته، اما در عمل، بخش عمدهای از قدرت تصمیمسازی و تصمیمگیری همچنان در ساختار متمرکز شهرداریها و وزارت کشور باقی مانده است. شوراها اغلب در نقش ناظری با اختیارات محدود ظاهر میشوند و نه تصمیمگیرانی مؤثر. این ناهماهنگی میان «مسئولیت گسترده و اختیار محدود»، منشأ ناکامی بسیاری از شوراها بوده است.
۲. سیاستزدگی به جای تخصصگرایی
شوراها بهجای آنکه مجمعی از متخصصان مدیریت شهری، برنامهریزان، اقتصاددانان ، حقوقدانان و جامعهشناسان باشند، غالباً به عرصه رقابتهای سیاسی و جناحی تبدیل شدهاند. در چنین فضایی، تصمیمها بهجای مبنا یافتن بر اساس منافع شهروندان، تابع مصلحتهای کوتاهمدت یا فشارهای بیرونی میشود. این امر به مرور اعتماد شهروندان را فرسوده است.
۳. ضعف سازوکار پاسخگویی و شفافیت
یکی از مهمترین دلایل بیاعتمادی مردم، نبودِ نظام مؤثر اطلاعرسانی و شفافیت است. شهروندان بهندرت در جریان تصمیمهای مهم شوراها، بودجهها، یا نحوه هزینهکرد منابع قرار میگیرند. نتیجه این وضعیت، پیدایش نوعی شکاف اطلاعاتی میان مردم و نهاد شورا است که زمینه بدگمانی و قضاوتهای منفی را فراهم میکند.
۴. فاصله شورا با زیست واقعی مردم
در بسیاری از شهرها، شوراها از بدنه اجتماعی خود فاصله گرفتهاند. وقتی مردم حس کنند صدایشان شنیده نمیشود یا مشکلات روزمرهشان (تسهیل عبور و مرور، حملونقل، فضای سبز، عمران و نظافت محلهها) به تعویق میافتد، طبیعی است که نسبت به ساختار شورا بیاعتماد شوند. نهاد شورا اگر نتواند حس «نمایندگی واقعی مردم» را در عمل زنده نگه دارد، مشروعیت خود را آرامآرام از دست میدهد.
۵. نقش فضای مجازی و حافظۀ عمومی شهروندان
در جامعهای که عملکردهای ضعیف یا پرحاشیه برخی شوراها در ذهن شهروندان مانده، روایت منفی بسی زودتر از روایت مثبت گسترش مییابد. بازتاب اقدامات در فضای مجازی نیز، بهجای بازتاب تجربههای موفق، معمولاً ناکامیها را بیشتر برجسته میکنند. این چرخه باعث تثبیت یک ذهنیت بدبینانه جمعی شده که رهبران آینده شوراها نیز ناگزیر در سایه آن قضاوت میشوند.
در مجموع بیاعتمادی امروز به نهاد شورا، نتیجه سالها تجربه ناهماهنگی میان «شکل» و «محتوا» در مدیریت شهری است. مردمی که طعم مشارکت واقعی را نچشیدهاند، طبیعی است که وعدههای تازه را با تردید بنگرند.
اما این بدبینی میتواند نقطه آغاز تغییر نیز باشد؛ اگر نسلی تازه با اندیشه ای نو از کنشگران شهری با نگاه تخصصمحور، شفاف و مردممدار به میدان بیاید، میشود بار دیگر شورا را به جایگاه اصیل خود برگرداند: پل ارتباطی میان مردم و مدیریت شهر.









