از آغاز تا پایان واز پایان تا آغاز
- شناسه خبر: 19913
- تاریخ و زمان ارسال: 28 تیر 1405 ساعت 1:39

🖋️صادق حسین پور
«تئاتر، شکلی از زندگی است؛ مردم در تمام طول زندگیشان بازیگرند.»
ـ آگوستو بوال
یادداشتی برای آینده تئاتر گیلان
تئاتر، پیش از آنکه در جشنواره دیده شود، باید در زندگی مردم جریان داشته باشد. معیار موفقیت یک جشنواره، تعداد جوایز یا کیفیت اختتامیه نیست؛ بلکه این است که چند نمایش پس از جشنواره همچنان روی صحنه میمانند، چند مخاطب تازه به سالنها اضافه میشود و چه میزان از جریان تئاتر در طول سال زنده میماند. تجربه بسیاری از جشنوارههای معتبر جهان نیز نشان میدهد که ارزش یک جشنواره نه در رقابت، بلکه در استمرار اجراها، توسعه مخاطب و ایجاد فرصتهای آموزشی سنجیده میشود؛ رویکردی که در سیاستهای مؤسسه بینالمللی تئاتر (ITI) وابسته به یونسکو نیز بر آن تأکید شده است.
سالهاست که بخش مهمی از انرژی تئاتر صرف «جشنواره» میشود؛ گویی تولید نمایش تنها برای چند روز رقابت معنا پیدا میکند. این جشنوارهزدگی، بهتدریج تئاتر را از مخاطب واقعی دور کرده و آن را به رویدادی مقطعی تبدیل کرده است. در حالی که تئاتر، هنری زنده است و حیاتش در اجرای عمومی، ارتباط مستمر با تماشاگر و استمرار تولید معنا پیدا میکند، نه در چند روز داوری و رقابت.
اگر قرار است جشنواره تئاتر گیلان نقش مؤثری ایفا کند، باید از یک رویداد صرف، به یک فرآیند فرهنگی تبدیل شود؛ فرآیندی که پیش از جشنواره آغاز شود و پس از آن نیز ادامه یابد.
یکی از مهمترین حلقههای مفقوده، آموزش است. جهان تئاتر سالهاست از قالبهای کلاسیک عبور کرده و شیوههای متنوعی را تجربه میکند؛ از تئاتر شورایی آگوستو بوال و تئاتر فیزیکال گرفته تا پرفورمنسآرت، تئاتر محیطی، تئاتر خیابانی و جریانهای آلترناتیو. این شیوهها امروز در بسیاری از جشنوارههای معتبر جهان نه بهعنوان گرایشهای حاشیهای، بلکه بهعنوان ابزارهایی برای گفتوگو با جامعه، افزایش مشارکت مخاطب و گسترش مرزهای هنر نمایش شناخته میشوند. آشنایی هنرمندان با این رویکردها، نه یک انتخاب تجملی، بلکه ضرورتی برای همگام شدن با تحولات امروز هنر نمایش است.
یونسکو در تازهترین اسناد خود درباره آموزش فرهنگ و هنر، آموزش هنری را صرفاً انتقال مهارت نمیداند، بلکه آن را بستری برای پرورش خلاقیت، تقویت مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار فرهنگی معرفی میکند. از همین منظر، جشنواره میتواند بهجای تمرکز صرف بر رقابت، به بستری برای انتقال دانش، برگزاری کارگاههای تخصصی، دعوت از مدرسین، تبادل تجربه و ایجاد گفتوگوی حرفهای تبدیل شود.
توسعه تئاتر، با تصمیمهای شتابزده و برنامههای کوتاهمدت شکل نمیگیرد. آنچه امروز نیاز داریم، یک افق پنج تا ده ساله است؛ چشماندازی که در آن اهداف، منابع، آموزش، تولید، مخاطبسازی و حمایت از گروهها بهصورت پیوسته تعریف شده باشد. تجربه جشنوارههای موفق نشان میدهد که رویدادهای ماندگار، محصول برنامهریزی بلندمدت هستند، نه تصمیمهای مقطعی. هر جشنواره باید تنها یکی از ایستگاههای این مسیر باشد، نه تمام آن.
در کنار این نگاه، توجه به اجرای عمومی باید به یک اولویت تبدیل شود. حمایت از نمایشهایی که ظرفیت ارتباط با مخاطب دارند، ایجاد سالنهای فعال، برنامهریزی منظم اجرا و حتی گسترش اجراها در شهرهای مختلف استان، میتواند جریان تئاتر را از مرکزگرایی و مقطعگرایی خارج کند.
نکتهای که کمتر به آن پرداخته میشود، ضرورت پرورش مخاطب است. بدون مخاطب آگاه، هیچ جشنوارهای پایدار نخواهد بود. ارتباط با مدارس، دانشگاهها، انجمنهای فرهنگی، رسانهها و فضای مجازی باید بخشی از سیاست فرهنگی جشنواره باشد تا تئاتر از دایره هنرمندان فراتر رفته و به مطالبهای اجتماعی تبدیل شود.
در کنار همه اینها، حلقهای که اغلب نادیده گرفته میشود، پژوهش و مستندسازی است. هر جشنواره باید تجربههای خود را ثبت، آسیبشناسی و منتشر کند تا دانش حاصل از هر دوره، سرمایه دورههای بعدی شود. جشنوارهای که حافظه پژوهشی نداشته باشد، ناگزیر هر سال از نقطه صفر آغاز خواهد کرد.
در نهایت، جشنواره زمانی موفق است که پس از پایانش، اتفاقی تازه آغاز شود؛ گروهی شکل بگیرد، نمایشی به اجرای عمومی برسد، هنرمندی آموزش ببیند، مخاطبی به تئاتر علاقهمند شود و گفتوگویی در جامعه شکل بگیرد.
جشنوارههای موفق جهان، «رویداد» نیستند؛ آنها بخشی از یک اکوسیستم فرهنگیاند که در آن آموزش، پژوهش، تولید، اجرای عمومی و پرورش مخاطب در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند. جشنواره نیز زمانی به رسالت واقعی خود نزدیک میشود که حلقه اتصال این اجزا باشد، نه صرفاً محل رقابت آنها.
جشنواره نباید مقصد باشد؛ باید سکوی پرتابی برای آینده تئاتر گیلان باشد. آیندهای که نه با هیجان چند روزه، بلکه با برنامهریزی، آموزش، پژوهش، استمرار، اعتماد به هنرمندان و نگاهی بلندمدت ساخته خواهد شد.







