بیداری افکار عمومی، مهمترین وظیفه رسانهها
- شناسه خبر: 13495
- تاریخ و زمان ارسال: 23 مهر 1403 ساعت 11:58

🖋️یاسر جهانی پور
در وضعیت و ساختار کنونی جامعه، رسانه ها نقش مهمی در ارائه مطالب به مخاطبان خود دارند. بی تردید رسانه، چه نوشتاری و چه گفتاری، برای ایفای نقش خود وظایفی دارد که باید آنها را- اگر نگوییم به بهترین وجه- لااقل در حدّ امکان خوب انجام دهد و برای ادای درست وظایف و مسئولیتهای خود نیازمند الگوگیری از کسانی است که این وظایف را به احسن وجه انجام داده و راه خود را به درستی پیموده و از بیراهه رفتن پرهیز کرده اند. ما در این مقاله ضمن بیان تاریخچه، به کیفیت و الگوی بیدارسازی رسانه ها در عرصه سیاست نیز میپردازیم.
یکی از مهمترین وظایف و شاید اولین وظیفه رسانه ها، چه رادیو و تلویزیون و چه مطبوعات، روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم درباره ی مسائل جامعه است؛ وظیفه ای که جز با صداقت و خیرخواهی مردم، عملی نمی شود.
برای بررسی نقش رسانه در بیداری افکار عمومی، ابتدا سوابق رسانه ها را بررسی میکنیم. در عصر کنونی رسانه های مهم وقابل دسترسی به سه دسته تقسیم می شوند :
1. رادیو و تلویزیون و ماهواره ،2. مطبوعات ،3.اینترنت نقش این سه رسانه مهم را در بیداری مردم ایران، بررسی میکنیم و چون قدیمیترین رسانه مطبوعات بوده، این رسانه را بیشتر مورد بررسی قرار میدهیم.
سابقه چاپ روزنامه در ایران به عصر قاجار برمیگردد، اما در چند واقعه مهم روزنامه ها نقش به سزایی را ایفا نمودند: جریان مشروطیت، جنگ جهانی دوم، اشغال ایران در سال 1320 ش و انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 ش.
دوران رژیم رضاخان
در دوران رضاخان ودر حالی که اختناق در تمام فضای ایران سایه افکنده بود، روشنفکران ایرانی تحصیل کرده در اروپا، راهی وطن شدند تا درد و رنج و آلام مردم فقیر وگرسنه و بی سواد ایران را به گوش حکومت برسانند. رضاخان از آنجا که هواخواه حکومت دیکتاتوری بود، قانع نمی شد که عده دای از فرنگ برگشته، بخواهند فریاد مردمسالاری را علیه او سر دهند؛ بدین روی، از ان زمان به نام دوران ضد روشنفکری نام برده می شود. شعرا و روزنامهنگارانی که درد و رنج مردم را بیان میداشتند، به جوخه های ترور سپرده می شدند و یا به گوشه زندان میافتادند. جنبش روزنامه نگاری نوین در ایران در اواخر دهه 1310 و در اوایل سال 1320 به اوج خود رسید و با سقوط رضاشاه، این جنبش از قفس بیرون آمد و در انتقاد از اشغالگران میهن، آستین ها را بالا زد. میتوان گفت فرهنگ اگاه سازی مردم در ایران به وسیله روزنامهها و نشریات با وجود محدودیت و تعداد کم، خوب بود، ولی متأسفانه بیش از هفتاد درصد مردم سواد نداشتند و این میتوانست یکی از عوامل ناکامی آنها در هدایت مردم علیه استبداد باشد، ضمن اینکه ترس مدیران روزنامهها از ترور و زندان باعث شد تا در اواخر حکومت رضاشاه کمی انعطافپذیر شوند، ولی با این حال برخی از آنها رسالت خود را فراموش نکردند.
دوران محمدرضا شاه
با سقوط رضاخان و انتقادهایی که از سیستم استبدادی او بود، فرزندش محمدرضا در نظر داشت با محکم کردن جایگاه خود در بین مردم هر گونه انتقاد از حکومت را آزاد اعلام کند. با دادن آزادی بیان در اوایل حکومت محمدرضا، احزاب مهم و مختلف کشور نیز اقدام به انتشار روزنامه کردند. روزنامه ها در رژیم شاه بعد از چند واقعه مهم، تحت فشار شدید و سانسور قرار گرفتند. نظام سانسور و سرکوب، دقیقاً اولین بار بعد از ترور شاه در 15 بهمن 1329 در دانشگاه تهران شکل گرفت. این فشارها بعد از کودتای 28 مرداد 1332 که محمدرضا را تبدیل به یک دیکتاتور کرد، بیشتر گشت و بعد از تشکیل سازمان اطلاعات و امنیت کشور در سال 1334 به اوج خود رسید. ساواک با سرکوب انتقاد و ایجاد ترس و وحشت در بین جامعه مطبوعات، نظام سانسور مطبوعات را برای اولین بار رسماً برعهده گرفت. تقریباً در همین دوران بود که اولین تلویزیونها وارد ایران شدند. تلویزیون تا سال 1357 در رژیم شاه اصولاً نقش رسانه مهم و آگاهکننده افکار عمومی را ایفا نکرد. بر همین اساس، این رسانه مهم در دوران رژیم پهلوی به حاشیه رفت و فقط مطبوعات در میدان باقی ماندند.
دخالتهای رسمی ساواک و مقامات امنیتی کشور در مطبوعات با سیاست «این را بنویس و آن را ننویس» (که نمونه آن مقاله توهینآمیز داریوش همایون، با امضای احمد رشیدی مطلق بود که در سال 1356 در روزنامه اطلاعات علیه امام چاپ شد) باعث شد تا به انتقاد علیه سانسور برسند که نتیجه آن، اعتصاب دو ماهه در سال 1357 بود و سکوت رسانه ای در برابر کشتار مردم به وسیله رژیم شاه در شهرهای مختلف کشور قرار گیرد و این همان هدف رژیم شاه بود؛ اما با انتشار مجدد روزنامه ها این بار حملات علیع رژیم همگام با مردم پیش میرفت.
استقبال مردم از روزنامه ها به عنوان تنها رسانه مهم و روشنکننده افکار عمومی در استانه انقلاب اسلامی، طوری بود که دو روزنامه مهم کشور (اطلاعات و کیهان) هر کدام هر روز با چند میلیون تیراژ به چاپ میرسیدند و این، در طول تاریخ روزنامهنگاری ایران بی سابقه بود.
رسانه ها از ابتدای انقلاب تا کنون
هیچکس نمیتواند نقش مهم روزنامه ها در پیروزی انقلاب 1357 را انکار کند. بعد از انقلاب و با تشکیل حکومت جمهوری اسلامی، افکارِ از بند رهایی یافته، آماده بود تا همه مکنونات خود را بیرون بریزد. اوج روزنامهنگاری در تاریخ ایران در دو سال اول انقلاب رخ داد. احزاب و جناح های مختلف سیاسی کشور دست به انتشار روزنامه هایی زدند تا نظریات حزب خود را گسترش دهند و نیرو جذب کنند. دستیابی به کرسیهای مجلس یا صندلی ریاست جمهوری و یا حتی نخستوزیری، در رأس کار اکثر احزاب قدرت طلب مثل مجاهدین خلق (منافقین)، چریکهای فدایی خلق و احزاب کمونیست مثل حزب توده شده بود. برخی از روزنامه های تحت امر بنی صدر خائن، به شدت از وضع سیاسی کشور انتقاد و حتی علیه اعضای شورای انقلاب مثل شهید بهشتی مطالب توهینآمیز منتشر میکردند. اما با درایت امام خمینی(قدس سره)، توطئههایی که آمریکا و شوروی میخواستند از طریق روزنامهها برای براندازی نظام تازه به قدرت رسیده اجرا کنند، نقش برآب شد و امواج این انقلاب، این روزنامه های مزدور را نیز همانند شاه و عمّالش سرنگون کرد.
بعد از تأیید مجلس خبرگان و اعلام پیشنویس قانون اساسی، اعتراضات دشمنان انقلاب اسلامی علیه قانون اساسی- به ویژه علیه اصل ولایت فقیه- به اوج رسید. در همین زمان، این تلویزیون بود که با برگزاری مناظره برای مخالفان و موافقان، نقش مؤثری در روشن ساختن افکار عمومی برای پذیرش این قانون داشت. استاد مطهری، آیتالله بهشتی، دکتر مفتح و دیگر شخصیت های برجسته انقلاب با استفاده از این رسانه، نقش بهسزایی در این زمینه داشتند.
در دوران جنگ نیز مطبوعات و رادیو و تلویزیون مردم را از پیروزیها، شکستها، اوضاع اقتصادی کشور، تحریمها و فشار جنگ آگاه می ساختند و برای رسیدن به پیروزی، مردم را به کمک به جبهه ی نبرد حق فرا میخواندند و توانستند با معرفی صدام به عنوان آغازگر جنگ و با گزارش جنایتهای او علیه مردم کشورمان و حملات و بمبارانهای شیمیایی رژیم بعث عراق، نقش بینظیر و مهمی را در اطلاع رسانی دقیق و بیداری مردم ایفا کنند.
خبرنگاران تلویزیون و روزنامه ها نیز مانند دلاوران ارتش و سپاه برای آگاه سازی مردم به جبههها میرفتند و خود را در زیر آتشبار دشمن قرار میدادند تا تصاویر ناب و دیدنی را برای آنها به نمایش بگذارند. شهید آوینی از این دست افراد بود که نقش او در تاریخ جبهه و جنگ، ماندگار شد.
اینترنت نیز از اواخر دهه ی 1370 در ایران راه افتاد و سالهای دولت اصلاحات نیز سالهای پدید آمدن جنبش وبلاگنویسی در ایران و آشنایی روز به روز جوانان با اینترنت بود که امید است آنان از جنبههای مثبت و سازنده ی آن بهرهمند گردند. با آنکه اکنون در عصر اطلاعات و پیشرفت ارتباطات هستیم و با وجود اینترنت، ماهواره و ایمیل، باز هم نمیتوان از نقش مطبوعات و روزنامه ها در ایران گذشت و میتوان به جرئت گفت که در زمان کنونی برای دستیابی به اخبار روز جهان، همچنان اقبال عمومی به روزنامه ها بیشتر از تلویزیون و یا حتی سایتهای اینترنتی است.









