شواهد باستانشناسی گیلان از جایگاه ویژه اسب در فرهنگ ایران باستان حکایت دارد
- شناسه خبر: 20621
- تاریخ و زمان ارسال: 7 مهر 1405 ساعت 17:43

رشت- سرتوک_شواهد بهدستآمده از محوطههای باستانی گیلان، بهویژه تپه مارلیک و گورستانهای تاریخی منطقه، نشان میدهد اسب در جوامع باستانی این سرزمین تنها حیوانی برای جابهجایی و جنگ نبوده و در زندگی اجتماعی، هنر، آیینها و باورهای مردم نیز جایگاهی ویژه داشته است.
به گزارش سرتوک، میثم نواییان، مسئول کمیته فرهنگی جشنواره اسب کاسپین، با اشاره به یافتههای باستانشناسی گیلان گفت: ردپای اسب در محوطههای باستانی این منطقه تنها به کشف استخوانهای حیوان محدود نمیشود و شواهد متعددی از ارتباط انسان و اسب در ابعاد مختلف زندگی جوامع باستانی به دست آمده است.
وی افزود: در جریان کاوشهای باستانشناختی تپه مارلیک به سرپرستی دکتر عزتالله نگهبان، لَگام و دهنه اسب در شماری از گورها کشف شده است؛ یافتهای که میتواند تصویری روشنتر از جایگاه اسب در مناسبات اجتماعی و آیینی جوامع باستانی این منطقه ارائه دهد.
نواییان با اشاره به شواهد مربوط به تدفین اسب در برخی محوطههای باستانی گیلان گفت: در تعدادی از گورها، اسب بهصورت آیینی دفن شده و برخی تجهیزات و ملحقات مرتبط با این حیوان نیز در کنار آن قرار گرفته است؛ موضوعی که میتواند نشانه وجود باورهایی درباره تداوم همراهی انسان و اسب پس از مرگ باشد.
مسئول کمیته فرهنگی جشنواره اسب کاسپین ادامه داد: اسب در فرهنگ ایران باستان نیز جایگاهی فراتر از یک حیوان معمولی داشته است. حضور واژه «اسب» در شمار زیادی از نامهای ایرانی و همچنین جایگاه اسبهای شناختهشدهای مانند رخش و شبرنگ در روایتهای حماسی و اسطورهای، نشاندهنده پیوند دیرینه انسان ایرانی با این حیوان است.
وی تصریح کرد: این جایگاه در هنر ایران باستان نیز بهوضوح دیده میشود و تصاویر اسب بارها بر روی جامها، ظروف و آثار هنری نقش بسته است. در میان آثار بهدستآمده از مارلیک نیز نمونههای شاخصی از نمایش اسب وجود دارد و سر اسب برگرفته از یکی از جامهای مارلیک از جمله نمادهای شناختهشده مرتبط با موزه باستانشناسی ایران به شمار میرود.
نواییان با اشاره به یافتههای مرتبط با اسبسواری اظهار کرد: کشف مجسمههای مفرغی سوارکاران و همچنین ابزار و تجهیزات مرتبط با زین و اسبسواری، که قدمت برخی از آنها به هزاره نخست پیش از میلاد میرسد، نشان میدهد اسب در زندگی روزمره، فعالیتهای نظامی و مناسبات اجتماعی جوامع ساکن گیلان نقش مهمی داشته است.
وی با بیان اینکه اهمیت اسب در شمال ایران را میتوان از منظر نظامی نیز بررسی کرد، گفت: شرایط جغرافیایی و اقلیمی گیلان و مناطق جنگلی شمال، محیطی متفاوت از فلات ایران ایجاد میکرد و اسبهایی که توانایی حرکت در مسیرهای جنگلی و زمینهای مرطوب و گلآلود را داشتند، میتوانستند برای جابهجایی و فعالیتهای نظامی در این مناطق اهمیت بیشتری داشته باشند.
مسئول کمیته فرهنگی جشنواره اسب کاسپین افزود: در منابع تاریخی، گزارشهایی درباره لشکرکشی هخامنشیان به سرزمین کادوسیها وجود دارد؛ محدودهای که با بخشهایی از گیلان و تالش امروزی مرتبط دانسته شده است. دشواری حرکت نیروهای سواره در مناطق جنگلی و آسیبدیدن اسبها در مسیرهای ناهموار، از جمله مسائلی است که در روایتهای مربوط به این لشکرکشیها مورد توجه قرار گرفته است.
وی ادامه داد: اهمیت اسب برای نیروهای نظامی آن دوره را میتوان از جایگاه تجهیزات اسبسواری نیز دریافت، چراکه از دست رفتن اسبها میتوانست توان جابهجایی و قابلیت رزمی نیروها را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
نواییان در پایان خاطرنشان کرد: مجموعه شواهد باستانشناختی گیلان، از لَگام و دهنه اسب در گورهای مارلیک گرفته تا نقش این حیوان بر جامها و ظروف باستانی، مجسمههای سوارکاران، تجهیزات اسبسواری و نمونههای تدفین اسب، تصویری چندلایه از جایگاه این حیوان در فرهنگ جوامع باستانی منطقه ارائه میکند.
وی گفت: بر اساس این شواهد، اسب در گیلان باستان همزمان بخشی از زندگی روزمره، نمادی از قدرت و توان نظامی، موضوعی مهم در هنر و عنصری مرتبط با باورها و آیینهای انسان باستان بوده است؛ موضوعی که اهمیت مطالعه و معرفی میراث مرتبط با اسب را در فرهنگ و تاریخ گیلان دوچندان میکند.









