هادی حقشناس؛ از تخصص در تصمیمسازی تا همافزایی در توسعه گیلان
- شناسه خبر: 21067
- تاریخ و زمان ارسال: 17 آبان 1405 ساعت 21:54

یادداشت تحلیلی | کارشناسان مستقل انرژی
وقتی شناخت فنی مدیریت ارشد استان با تعامل بینبخشی، مدیریت علمی و بهرهگیری از سرمایه انسانی متخصص همراه میشود، میتوان انتظار داشت نتایج آن در ارتقای زیرساختها و کیفیت خدمات عمومی نمایان شود.
موفقیت در مدیریت استان، تنها به تصمیمگیری در سطح کلان محدود نمیشود؛ بخش مهمی از آن به توانایی ایجاد هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، شناخت دقیق مسائل تخصصی و تبدیل ظرفیتهای موجود به نتایج ملموس برای مردم وابسته است. از این منظر، نقش استاندار بهعنوان عالیترین مقام اجرایی استان، در ایجاد همافزایی میان مجموعههای خدمترسان و هدایت ظرفیتهای تخصصی به سمت اولویتهای توسعهای، اهمیتی دوچندان دارد.
در حوزه صنعت برق نیز بخشی از این رویکرد را میتوان در روند بهبود شاخصهای فنی و عملیاتی مشاهده کرد. کاهش متوسط مدت خاموشی مشترکان از ۲۵۰.۸ دقیقه در سال ۱۴۰۱ به ۱۸۷.۵ دقیقه در سال ۱۴۰۴، افزایش سهم شبکه فشار ضعیف کابل خودنگهدار از ۳۷.۳ درصد در سال ۱۴۰۰ به ۶۰.۴۹ درصد در هفتماهه سال ۱۴۰۵ و رشد تجهیزات هوشمند و قابل رؤیت از ۶۹ هزار و ۲۱۸ دستگاه در آغاز دولت چهاردهم به بیش از ۱۷۵ هزار دستگاه، بخشی از تغییرات زیرساختی این حوزه را نشان میدهد. همچنین افزایش تعداد کلیدهای فشار متوسط قابل کنترل از راه دور از ۱۶۲ دستگاه به ۵۲۰ دستگاه، بیانگر حرکت شبکه به سمت بهرهبرداری هوشمندتر و مدیریت دقیقتر است. تکرقمی شدن تلفات برق در استان نیز، در صورت تثبیت و تأیید آمار نهایی، میتواند نقطه عطفی در مسیر ارتقای بهرهوری صنعت برق گیلان به شمار آید.
در این میان، برخورداری هادی حقشناس، استاندار گیلان، از دانشآموختگی در رشته مهندسی برق، ظرفیتی قابل توجه در تعامل مدیریت ارشد استان با مدیران و کارشناسان این صنعت به شمار میرود. این پیشینه تخصصی میتواند زمینه گفتوگویی دقیقتر درباره مسائل فنی، محدودیتهای شبکه، ضرورت سرمایهگذاری و اولویتهای اجرایی را فراهم کند؛ موضوعی که در کنار رویکرد تعاملی و توجه به مطالبات عمومی، امکان نزدیکتر شدن تصمیمهای مدیریتی به واقعیتهای میدانی را افزایش میدهد.
استانداری و صنعت برق؛ فراتر از یک ارتباط اداری
صنعت برق امروز با مجموعهای از چالشهای بههمپیوسته مواجه است؛ از رشد مصرف و محدودیت منابع گرفته تا ضرورت نوسازی شبکه، توسعه انرژیهای پاک، مدیریت بار و افزایش تابآوری زیرساختها. مواجهه مؤثر با چنین مسائلی، در چارچوب وظایف یک دستگاه اجرایی بهتنهایی امکانپذیر نیست و به هماهنگی میان بخشهای مختلف مدیریت استان نیاز دارد. در این شرایط، شناخت فنی استاندار از ماهیت صنعت برق میتواند به شکلگیری زبان مشترک میان مدیریت استان و مجموعههای تخصصی کمک کند و مسیر تصمیمسازی و پیگیری مسائل را هدفمندتر سازد.
مدیریت بار در دوره اوج مصرف تابستان، تأمین برق بخشهای مولد، تسهیل اجرای پروژههای زیرساختی و همراهسازی مردم در اصلاح الگوی مصرف، از جمله موضوعاتی هستند که تحقق اهداف آنها به همکاری مستمر میان دستگاههای اجرایی، بخش خصوصی و شرکتهای خدماترسان وابسته است. همافزایی در این حوزهها، زمانی اثربخش خواهد بود که ملاحظات فنی شبکه در کنار نیازهای اقتصادی و اجتماعی استان دیده شود و تصمیمها، ضمن حفظ پایداری خدمات، به رضایتمندی بیشتر مشترکان منتهی شود.
مدیریت علمی؛ وجه متمایز تحول در توزیع برق گیلان
در کنار نقش هماهنگکننده مدیریت ارشد استان، نمیتوان از تحول در شیوه اداره صنعت توزیع برق گیلان طی سالهای اخیر غافل شد؛ تحولی که یکی از مؤلفههای قابل توجه آن، حرکت به سمت مدیریت علمی، تخصصمحور و مبتنی بر شناخت دقیق مسائل فنی و اجرایی بوده است. در این رویکرد، اداره یک مجموعه بزرگ خدماتی صرفاً به انجام امور روزمره و واکنش به مشکلات محدود نمیشود، بلکه برنامهریزی، تحلیل دادهها، پیشبینی نیازها، مدیریت منابع، ارزیابی عملکرد و اصلاح مستمر فرآیندها جایگاه پررنگتری پیدا میکنند.
یکی از جلوههای مهم این تغییر رویکرد در شرکت توزیع نیروی برق استان گیلان، بهکارگیری دانشآموختگان برجسته دانشگاهی در سطوح مدیریت ارشد و بهرهگیری از ظرفیت علمی و تخصصی آنان در اداره بخشهای مختلف سازمان است. این انتخاب، فراتر از یک جابهجایی یا تغییر در ساختار مدیریتی، میتواند بیانگر توجه به سرمایه انسانی متخصص و پیوند دادن دانش دانشگاهی با نیازهای واقعی صنعت باشد. در صنعتی که تصمیمهای مدیریتی آن مستقیماً با پایداری شبکه، ایمنی، کیفیت خدمترسانی، بهرهوری اقتصادی و رضایت عمومی ارتباط دارد، برخورداری مدیران از دانش تخصصی و توان تحلیل مسائل پیچیده، یک مزیت سازمانی محسوب میشود.
البته ارزش مدیریت علمی تنها به مدرک تحصیلی مدیران محدود نیست؛ معیار اصلی، توانایی تبدیل دانش به راهکار اجرایی و نتیجه قابل سنجش است. استفاده از روشهای علمی در تحلیل عملکرد شبکه، اولویتبندی پروژهها، مدیریت داراییها، کاهش تلفات، بهینهسازی هزینهها، توسعه فناوریهای هوشمند و ارتقای کیفیت خدمات، زمانی اثربخش خواهد بود که دانش و تجربه در کنار یکدیگر قرار گیرند و تصمیمهای مدیریتی بر پایه اطلاعات معتبر و شناخت میدانی اتخاذ شوند. از این منظر، حضور مدیران دانشگاهی در جایگاههای ارشد، هنگامی به یک مزیت پایدار تبدیل میشود که با اختیار تصمیمگیری، کار تیمی، پاسخگویی و ارزیابی مستمر عملکرد همراه باشد.
چنین رویکردی همچنین میتواند به کاهش فاصله میان محیط دانشگاه و صنعت کمک کند؛ فاصلهای که در بسیاری از حوزههای فنی، مانع بهرهگیری کامل از ظرفیت پژوهش، نوآوری و راهحلهای دانشبنیان است. پیوند میان تخصص دانشگاهی مدیران، تجربه کارشناسان عملیاتی و فناوریهای نوین، امکان عبور از مدیریت صرفاً واکنشی به سمت مدیریت پیشنگر و مسئلهمحور را فراهم میکند. به همین دلیل، تحول مدیریتی در صنعت توزیع برق را باید در کنار توسعه فیزیکی شبکه و هوشمندسازی، یکی از ابعاد مهم نوسازی این صنعت دانست.
توزیع برق گیلان؛ نمود اجرایی یک مسیر تحول
در این میان، عملکرد شرکت توزیع نیروی برق استان گیلان، بهعنوان یکی از مجموعههای تخصصی و اثرگذار در زیرساختهای خدماتی استان، بخشی از نتایج این مسیر توسعهای را در شاخصهای قابل اندازهگیری نمایان میکند. این شرکت در سالهای اخیر، همزمان با توسعه زیرساختهای فیزیکی، حرکت به سمت هوشمندسازی، ارتقای بهرهوری و بهبود شاخصهای بهرهبرداری را دنبال کرده است؛ مسیری که پیوند میان برنامهریزی تخصصی، سرمایه انسانی و اجرای پروژههای عملیاتی در آن اهمیت ویژهای دارد.
برنامههای توسعه شبکه در سال ۱۴۰۵ نیز در همین چارچوب تعریف شدهاند؛ از جمله اجرای ۸۰ کیلومتر شبکه فشار متوسط و ضعیف و نصب ۳۴۰ دستگاه ترانسفورماتور با اعتباری بالغ بر ۷۲۹ میلیارد تومان، در قالب ۶۷۵ زیرپروژه، و جایگزینی ۴۳۰ کیلومتر سیم فرسوده شبکه فشار ضعیف با کابل خودنگهدار با اعتباری بالغ بر ۷۳۶ میلیارد تومان در قالب ۳۱۰ زیرپروژه. این برنامهها در مجموع ۹۸۵ زیرپروژه و اعتباری معادل یکهزار و ۴۶۵ میلیارد تومان را شامل میشوند و از گستره اقدامات پیشبینیشده برای تقویت زیرساخت توزیع برق استان حکایت دارند.
در کنار توسعه فیزیکی شبکه، تحول دیجیتال نیز به یکی از محورهای مهم فعالیت این شرکت تبدیل شده است. برنامه «نسیم تحول» با بهرهگیری از سامانهها و ابزارهایی نظیر درنا، مهنا، اسکادا، HSE و CMMS، در مسیر ارتقای نظارت، هوشمندسازی فرآیندها، مدیریت داراییها و افزایش دقت در تصمیمگیریهای عملیاتی دنبال میشود. این ابزارها زمانی بیشترین کارایی را خواهند داشت که در یک ساختار مدیریتی مبتنی بر تحلیل داده و تصمیمگیری تخصصی به کار گرفته شوند؛ رویکردی که میتواند فاصله میان اطلاعات، تصمیم و اقدام اجرایی را کاهش دهد. کسب رتبه برتر در جشنواره شهید رجایی سال ۱۴۰۵ نیز از دیگر نشانههای عملکرد سازمانی این مجموعه در حوزه ارزیابی شاخصهای مدیریتی و اجرایی است.
استاندار؛ مزیتی برای نزدیکتر شدن مدیریت به مردم
عبور موفق از دوره اوج مصرف تابستان و استمرار خدمترسانی در شرایط افزایش تقاضا، از جمله آزمونهای مهم مدیریت صنعت برق استان است. در این مسیر، نقش شرکتهای تخصصی در آمادهسازی شبکه و مدیریت بهرهبرداری، در کنار حمایت و هماهنگی مدیریت ارشد استان، اهمیت دارد. بهبود شاخصهای فنی و توسعه ابزارهای هوشمند نیز میتواند زمینه ارائه خدمات پایدارتر و تجربه مطلوبتر برای مشترکان را فراهم کند؛ هرچند سنجش دقیق رضایتمندی عمومی، نیازمند ارزیابیهای مستقل و مستمر است.
آنچه در این میان اهمیت دارد، پیوند میان تخصص، مدیریت و پاسخگویی به نیازهای مردم است. دانش فنی زمانی در مدیریت عمومی ارزشآفرین خواهد بود که به تصمیمهای واقعبینانه، هماهنگی مؤثر میان دستگاهها و پیگیری منظم مسائل منجر شود. از این منظر، ظرفیت تخصصی استاندار گیلان در حوزه برق، در کنار رویکرد تعاملی و مردممحور، میتواند مزیتی برای تقویت ارتباط میان سیاستگذاری استانی و الزامات اجرایی صنعت برق باشد. در سوی دیگر، حرکت شرکت توزیع نیروی برق استان گیلان به سمت مدیریت علمی و استفاده از ظرفیت دانشآموختگان دانشگاهی در سطوح مدیریتی، زمینهای برای تقویت همین پیوند میان دانش، تصمیم و اجرا فراهم میکند.
توسعه زیرساختهای برق، فرآیندی مستمر و نیازمند سرمایهگذاری، برنامهریزی و همکاری نهادی است. آنچه مسیر این توسعه را اثربخشتر میکند، همافزایی میان مدیریت ارشد استان و مجموعههای تخصصی، اتکا به دانش و تجربه در سطوح مدیریتی و تبدیل این همکاری به نتایجی قابل سنجش در زندگی روزمره مردم است؛ مسیری که تداوم آن میتواند به پایداری شبکه، ارتقای کیفیت خدمات و تقویت زیرساختهای توسعه گیلان کمک کند.









