وقتی همه در خواب بودند یک نفر بیدار بود
- شناسه خبر: 15400
- تاریخ و زمان ارسال: 26 تیر 1404 ساعت 15:20

🖋️سعید سیمیاری
سایه سنگین جنگ ، خواب از چشم همه می گیرد ؛ وقتی آن روزهای سخت ۸ سال جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق را یاد می آوریم ، در لحظه های بمب باران و ترکش هایی که به روستاهای حوالی فرودگاه رشت هم ریخته می شد ، با شنیدن صدایی که نشانه آژیر قرمز بود بسیاری به دنبال پناهگاهی می دویدند تا در امان باشند و اینچنین بود که گیلان هم در سایه سنگین جنگ قرار داشت و با اعزام رزمنده به میدان جنگ ۶۴۵۶ شهید داد.
سایه سنگین جنگ پس از ۳۶ سال مجدد بر آسمان ایران سنگینی کرد و این بار این جنگ از ۲۳ خرداد آغاز و سوم تیر ماه به مدت ۱۲ روز پایان یافت . تعدادی از استان ها از جمله تهران در کانون حملات اسراییل قرار گرفت و در گیلان در آستانه اشرفیه دکتر صدیقی صابر دانشمند هسته ای به همراه خانواده اش در سه شنبه سوم تیرماه به شهادت رسید و یک واحد صنعتی هم در شهرک صنعتی سفیدرود رشت در بامداد ۳۰ خرداد مورد تخریب قرار گرفت.
اگرچه نگرانی از جنگ و غم از دست رفتن جان هموطنان بر چهره گیلانی ها سایه افکنده بود ، اما گیلان بسیار آرام بود و همه خواب بودند یک نفر بیدار بود!
در گیلان پس از روز نخست جنگ ، صف طولانی پمپ بنزین ها و ازدحام در فروشگاهها را صرفا در کمتر از ۴۸ ساعت شاهد بودیم ، مردم وقتی متوجه شدند در پمپ بنزین ها کمبود عرضه وجود ندارد و قفسه فروشگاهها به سرعت پر می شود و نانوایان با توان بیشتر و با فراوانی آرد روبرو هستند ؛ به سرعت نگرانی آنان روکش کرد و این آرامش به گونه ای پیش رفت که علی رغم اینکه گیلان در روزهای چهارشنبه ، پنجشنبه و جمعه ۲۷ ، ۲۸ و ۲۹ خرداد پذیرای حجم بالایی از مسافران خصوصا از تهران روبرو بود ؛ با انسجام و برنامه ریزی مدیریتی ، جایگاههای سوخت از عادی ترین روزهای گیلان خلوت تر و فروشگاههای مواد غذایی هم متنوع تر از دیگر روزها ، مملو از مواد غذایی و بهداشتی بود .
وقتی ۱۶ شهریور ۱۴۰۳ حجم ورودی مسافر به گیلان موجب نگرانی مردم از کمبود کالا و عرضه سوخت و آن هم به جهت اینکه گیلان استان معین سوخت رسانی به غرب مازندران و اردبیل شد ، در آن روز نگرانی از کمبود کالا و خدمات موجب شد تا مردم بیدار باشند و برخی از مسوولین در خواب باشند!
اما سایه سنگین جنگ ۱۲ روزه و سفره پهن گیلان مهمان نواز در این روزهای سخت که عده ای از هموطنان را نگران کرده بود و هر آنچه در طی سالها تلاش به دست آورده بودند و خاطره اندوزی کردند ، نه به قضا و قدر الهی بلکه جنگی که به آنان تحمیل شده بود رها کردند و به برخی از شهرهای کشور از جمله گیلان پناه آوردند.
این آرامش در گیلان اگر چه محصول یک تیم مدیریتی جمعی بوده است اما باید باور داشت در گیلان وقتی همه در خواب بودند ؛ هادی حق شناس استاندار با تجربه گیلان که ساله در کسوت مدیریت اجرایی ، سیاسی و تقنینی مدیری درجه یک شناخته می شد، بیدار بود!
۱۲ روز جنگ کارنامه ای را برای او ورق زد که روزی بخواهد کرسی استانداری گیلان را ایستاده رهایش کند ، باز هم جایگاه او در خاطرات خوب مردم گیلان خواهد بود. او کمتر می خوابد و بیشتر برای چند وقتی که مسوولیت گرفته است زمان می گذارد و پیوسته برای توسعه استان ایستاده است چون ذهن توسعه گرامی او با حجم مشکلاتی که برایش انباشت کرده است فرصت تکیه زدن بر کرسی استانداری را از او گرفته است و پیوسته با مداومت و استمرار و تلاش می کوشد تا زیرساخت های متعدد گیلان را بازسازی و نوسازی کند .
همان تجربه موفق سال ها در مدیریت اداره کل بنادر و کشتیرانی سال های ابتدایی دهه ۸۰ که موجب تحول در مسوولیت اجتماعی شده بود و با بازگشایی یک خیابان گره ای بزرگ از شهر انزلی گشود ، این بار با بیدار ماندن و مداومت و استمرار همراه با تلاش ، سعی خواهد کرد تا گره های فراوانی را که در طول این سال ها در بخش های مختلف این استان و مرکز آن زده شده است را بگشاید.









