
نوید شادی با کوبیدن در مسجد
ونوشه خراط هنوز گرما در روزهای اول شهریور در هوا سنگینی میکند و ذره بین در کوچهای باریک در یکی از محلههای قدیمی رشت ایستاده آخرین نفسهای ماه صفر در هواست و همهجا بوی اندوه دارد. اما جمعیتی آرام به سوی مسجد میروند گویی امیدی پنهان در دلها زنده شده باشد. درِ چوبی مسجد، همان در کهنسال که سالها شاهد آمد و رفت مردم بود، حالا در انتظار است،کودکان با دستان کوچکشان جلو میروند سه بار در کوبیده میشود… صدایی ساده، اما پر از معنا من با گوشهای خودم میشنوم که این کوبیدن، پایان غم را فریاد میزند و آغاز...
